مدت هاست که چیزی ننوشته ای بانو!
آمده ام حالت را بپرسم، احوالت را . دست های بوی کاغذ میدهد.ایمانت را به مهر از دست داده ای؟ بگو چه چیزی تو را این چنین شورانده است؟
تو زیبایی بانو، لبخندت افسون کننده است و طرز گفتارت چون الاهه ناهید... بانو میدانم که رنجیده ای ولی باور داشته باش به مهر و ایمان داشته باش به عشق ورزیدن و دوست داشتن همان هایی که عشق ورزیدن را ضعف می پندارند.
بانو لطفا بخند و نامه ای برای من بنویس.. دلم برایت تنگ است بانو.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 18:24 توسط فرخ جمال روشن
|